ناشناس

...داستان کوهستانی
پسری در کوهستانی با پدرش پیاده روی می کردند که ناگهان پسر به زمین میخورد و آسیب می بیند و نا خود آگاه فریاد می زند: آه آه آه
با تعجب صدای تکرار را از جایی کوهستان می شنود. آه آه آه
با کنجکاوی، فریاد میزند: ´ تو Ú©ÛŒ هستی؟´
صدا پاسخ میدهد : ´ توکی هستی´
سپس با صدای بلند در کوهستان فریاد Ù…ÛŒ زند: ´ ستایشت میکنم´
صدا پاسخ میدهد: ´ ستایشت میکنم´
به خاطر پاسخ عصبانی Ù…ÛŒ شود Ùˆ فریاد Ù…ÛŒ زند: ´ ترسو´
به پدرش نگاه Ù…ÛŒ کند Ùˆ Ù…ÛŒ پرسد: ´ Ú†Ù‡ اتفاقی افتاده ´
پدر خندید Ùˆ گفت: ´ پسرم گوش بده ´
ای بار پدر فریاد Ù…ÛŒ زند: ´ تو قهرمانی ´
صدا پاسخ Ù…ÛŒ دهد : ´ تو قهرمانی ´
پسر شگفت زده می شود، اما متوجه موضوع نمی شود.
پدر توضیع میدهد : ´ مردم به این پژواک Ù…ÛŒ گویند، اما این همان زنده گیست´
زندگی همان چیزی را انجام میدهی یا می گویی به تو بر می گرداند.
زندگی ما حقیقا بازتابی از عمالی ماست
اگر در دنیا عشق بیشتری می حواهی ، عشق بیشتری در قلب بیافرین.
اگر به دنبال قابلیت بیشتری در گروهت هستی. قابلیتت را بهبود ببخش.
این رابطه شامل همه چیز و همه یی جنبه های زند گی می شود زند گی هر چیزی را تو به آن داد ای به تو حواهد داد
زندگی تو یک اتفاق نیست، انعکاسی از وجود توست
نویسنده: حسیب الله ´ صدیقی ´

Warning: fopen(/mnt/backupsvr/cache/loadpage/d404f745eeb13bd6bed1890b307d618e.c): failed to open stream: Permission denied in /home/ooyta/public_html/engine/oy_functions/public_func.php on line 1499

Warning: fwrite() expects parameter 1 to be resource, bool given in /home/ooyta/public_html/engine/oy_functions/public_func.php on line 1500

Warning: fclose() expects parameter 1 to be resource, bool given in /home/ooyta/public_html/engine/oy_functions/public_func.php on line 1501

Warning: file_put_contents(/mnt/backupsvr/cache/cachefilelist.txt): failed to open stream: Permission denied in /home/ooyta/public_html/engine/oy_functions/public_func.php on line 1506