ناشناس

امشب افتــاده به جانـــم تب یادت ، چه کنم؟
من نــدارم به غم هجر تـــو عادت ، چه کنم؟

روزگــاریست که دیــــوانه و بیمــــار توأم
مانــده ام گر تــو نیایی به عیادت ، چه کنم؟

گشته کابوس شبم ، دست تـو در دست رقیب
آتشــم می زنـــد این حس حسادت ، چه کنم؟

هر دری بـــود زدم تا تــو بمانی ، که نشـد
گر مرا نیست به وصل تو سعادت ، چه کنم؟

عمر و جانم به فدایت همه ، ای دوست بگو
با چنین وسوسه ی عرض ارادت ، چه کنم؟

تا به دل مهر تو برجاست ، تو را می طلبم
دوست دارم که شوم وفق مرادت ، چه کنم؟

Warning: fopen(/mnt/backupsvr/cache/loadpage/2a657f9ffd2c29c3a878ffd9933c2b89.c): failed to open stream: Permission denied in /home/ooyta/public_html/engine/oy_functions/public_func.php on line 1499

Warning: fwrite() expects parameter 1 to be resource, bool given in /home/ooyta/public_html/engine/oy_functions/public_func.php on line 1500

Warning: fclose() expects parameter 1 to be resource, bool given in /home/ooyta/public_html/engine/oy_functions/public_func.php on line 1501

Warning: file_put_contents(/mnt/backupsvr/cache/cachefilelist.txt): failed to open stream: Permission denied in /home/ooyta/public_html/engine/oy_functions/public_func.php on line 1506