ناشناس

خر بر سر بام

روزی اکرم خر خویش را بر سر بام خانه بالا کرد. هنگامی که میخواست خر را دوباره پائین کند، خر از بام پائین نشد. اکرم کوشش زیاد کرد که خر را پائین کند اما موفق نشد. بالاخره اکرم به این نتیجه رسید که خر را به حال خودش رها کند، شاید روزی خودش پائین شود.
بعد از دو سه روز اکرم متوجه شد که خر با لگد به بام خانه می کوبد. اکرم فکر کرد که این بام توان برداشت لگد های خر را نداشته ممکن خراب شود و یک بار دیگر برای پائین کردن خر از بام دست به کار شد، اما هنوز هم برای پائین کردن خر از بام موفق نشد. اکرم در تلاش پائین کردن خر از بام بود که ناگهان خر لگدی به او زد و اکرم را از بام پائین انداخت و خودش دوباره مصروف کوبیدن لگد به بام خانه شد. بام خانه که توان تحمل لگد های خر را نداشت نهایتاً فرو ریخت و خر با مخروبه های خانه به زمین افتید.
اکرم که نظاره گر این حادثه بود با خود فکر کرد و متوجه شد که دیگر هیچگاه خری را در مقام بلندی نباید بالا کند و اگر نه سه اتفاق بد میفتد:
خر به خود صدمه میزند،
خر به کسی که او را بالا کرده صدمه میزند،
و
بالاخره خر مقام را هم خراب می کند...