آغوش تو آرام ترین خانه ی دنیاست
<br>دست تو صمیمانه ترین شانه ی دنیاست


ناشناس

896

هان ننگ دارد همی زان پسر - که آهنگ دارد به جان پدر 


دقیقی

896

آفریدگار هستی عشق را برای روشن کردن آیینه روح به ما داد تنها عشق می تواند باعث درخشش آیینه روح گردد . <br>


ناشناس

896

بزرگی را گفتند ، از دوست داشتن زیاد چه بر آید ؟
<br>گفت: هیچ چیز جز افسوس و افسوس ، افسوس ...


بزرگی

896

بزرگترین مصیبت انسان آن است که نه سواد کافی برای حرف زدن داشته باشد نه شعور کافی برای خاموش ماندن...


ناشناس

896

تنها جایی که حجاب می کنیم هنگام نماز است ! گویا تنها کسی که نا محرم است خداست <br>


ناشناس

896

همیشه بخش بزرگتر حقیقت در سایه قرار دارد.
<br>حتا اگر بخش روشن بزرگتر شود، باز هم برد با سایه هاست...


خابیر ماریاس

896

زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم
<br>ناز بنیاد مکُن تا نکنی بنیادم
<br>می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر
<br>سر مکش تا نکشد سر به فلک فریادم
<br>زلف را حلقه مکن تا نکنی در بندم
<br>طره را تاب مده تا ندهی بر بادم
<br>یار بیگانه مشو تا نبری از خویشم
<br>غم اغیار مخور تا نکنی ناشادم
<br>رخ بر افروز که فارغ کنی از برگ گلم
<br>قد بر افراز که از سرو کنی آزادم
<br>شمع هر جمع مشو ورنه بسوزی ما را
<br>یاد هر قوم مکن تا نروی از یادم
<br>شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه
<br>شور شیرین منما تا نکنی فرهادم
<br>حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی
<br>من از آن روز که در بند تو ام آزادم


حافظ

896

در زندگی سه گزینه بیشتر ندارید: <br>تسلیم شوید<br>بیخیال شوید یا سخت تلاش کنید


ناشناس

896

راه با او بودن چنین است
<br>قلب به قلب
<br>سکوت به سکوت
<br>روح به روح......


حکمت تائو

896

روز اول كه دل من به تمنای تو پر زد
<br>چون كبوتر لب بام تو نشستم
<br>تو به من سنگ زدی من نرمیدم نگسستم
<br>تو صیادی و من آهوی دشتم
<br>تا به دام تو در افتم
<br>باز گفتم
<br>حذر از عشق ندانم
<br>سفر از پیش تو هر گز نتوانم نتوانم
<br>اشكی از شاخه فرو ریخت
<br>مرغ شب ناله تلخی زد و بگریخت
<br>اشك در چشم تو لرزید
<br>ماه بر عشق تو خندید
<br>یادم آید كه از تو جوابی نشنیدم
<br>پای در دامن اندوه كشیدم
<br>نگسستم
<br>نرمیدم
<br>رفت در ظلمت غم آن شب و شب های دگر هم
<br>نگرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم
<br>نكنی دیگر از ان كوچه گذر هم
<br>بی تو اما به چه حالی من از آن كوچه گذشتم


ناشناس

896

سلام!
<br>در قلب خود
<br>باور داشته باشیـــــد
<br>که حادثه ای شگفت انگیز
<br>قرار است اتفاق بیفتد
<br>باور کنید همان میشود که باور دارید
<br>عاشق زندگی تان باشید
<br>عصرتون پر از آرامش


ناشناس

896

کسی که نتواند افکارش را تغییر دهد، هیچ چیز را نمی تواند تغییر دهد.


جرج برنارد شاو

896

گدای مهر تو افتاده در بستر
<br>دوای درد من لبخند میخواهد


ادیب معصومی

896

اشتباهم این بود
<br>هرجا رنجیدم خندیدم
<br>فکر کردند درد ندارد ضربه ها را محکمتر زدند


چارلی چاپلین

896

آواز عاشقانه ی ما در گلو شکست
<br>حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست
<br>دیگر دلم هوای سرودن نمی کند
<br>تنها بهانه ی دل ما در گلو شکست
<br>سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
<br>آن گریه های عقده گشا در گلو شکست
<br>ای داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
<br>ای وای ، های های عزا در گلو شکست
<br>آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود
<br>خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست
<br>&#39; بادا &#39; مباد گشت و &#39; مبادا &#39; به باد رفت
<br>&#39; آیا &#39; ز یاد رفت و &#39; چرا &#39; در گلو شکست
<br>فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
<br>نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست
<br>تا آمدم که با تو خداحافظی کنم
<br>بغضم امان نداد و خدا .... در گلو شکست


ناشناس

896

<p style=&#39;text-align: right&#39; class=&#39;text-right&#39;>زمانیکه که آتش سوزی در ایالت البرتا کانادا در اوایل ماه می ۲۰۱۶صورت ګرفت وبه قول دانشمندان معادل به مساحت جاپان در آتش سوخت و هزاران شخص را بی خانمان ساخت وهزاران منازل شخصی را با وسایل و اسباب و ذخیره های غذایی طعمه حریق نمودند- سبب نګرانی بنده ګان خدا شد و یکی از اسباب نګرانی این بودند که شاید مردم ای در آنجا بود و باش نموده باشند که به امید زندګی بدون مشکل و زحمت به آنجا پناه برده باشند و دیګر هیچ غم در ذهن آنها خطور نکرده باشند. و هیچ توقع مشکل در خاطر شان نه آمده باشند و هر آنچه که می خواستند میکردند و آغاز زندګی را تصادف و بقیه زندګی را مخلوق فعالیت خود می دانند و در سال یکدفعه به خود نیامده و همیشه درخود سرګردان و ګاهګاهی که بیکار می شدند درجنګل های نزدیک شان به شکار می رفتند. و به اصطلاح این تمامی هدف زندګانی شان بودند. و بعد از این واقعه در تعجب افتیدند!!!
<br>غایه اصلی این است که درمورد راز نهفته رسانیدن پیغام حق و قبول نکردن پیغام حق توسط انسانها- چند سطر برای صاحب دلان بنویسم که شاید بخوانند:
<br>۱. در آینده نزدیک ممکن دانشمندان بتوانند پروګرام کمپیوتری خبرداری را بسازند که از وقوع این نوع آفات طبعی قبلا خبر بدهد و جلوګیری به وقت صورت ګیرد.
<br>۲. تاسیس این سیستم خبرداری شاید هم بعد از سالها صورت بګیرد . و با چندین برابر مصارف که حق هر حکومت و سیاستمدار علیحده پرداخته شود.
<br>۳. بعد از تاسیس این سیستم خبرداری – شاید بسیاری از باشنده ګان محل به خبرداریها باور نکنند. و عمل بروقت ننمایند. که بازهم کار درست انجام نمیګیرد.
<br>باوجودیکه این یک واقعه غیر قابل پیشګویی کوچک در تاریخ بشریت شمرده می شود ولی وقوع آن مانند وقایع تاریخی هست که در کتب الهی چندین بار ذکر ګردیده هست. که به باور تصادف پرستان هیچ ربطی به اعمال انسان ها ندارند.
<br>قابل تعمق است – به فلسفه پوچ تصادف پرستان:
<br>ابتدا خلقت راتصادف و بقیه زندګی را مخلوق اعمال خود می دانند – مګر وقتیکه آفات محیر العقول صورت میګیرد – نمی ګویند که این هم به سبب اعمال شان و بالخصوص اعمال زشت شان می باشد.
<br>الهی مارا ازجمله این ګمراهان مګردان –
<br>اللَّهُمَّ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ</p>


ZHAMEED

896

اي كه «دوس دختر» فراوان است تورا
<br>هرزه گردي در خيابان است تورا
<br>
<br>مي فريبي دختران ساده را
<br>«خاطره» ،«ريحانه» و«آزاده» را
<br>
<br>
<br>وعده هاي بس دروغين مي دهي
<br>قولِ وصل و خوانِ رنگين مي دهي
<br>
<br>
<br>دختركهاي دهان بين خام تو
<br>همچو مرغانند اسير دام تو
<br>
<br>
<br>تو ولي چون روبهي مكاره اي
<br>دائماً اندر خفا در چاره اي
<br>
<br>
<br>تا كه چون صيدي به دندان آوري
<br>پاي او در بند وريسمان آوري
<br>
<br>
<br>بر دري از او عفافش را به چنگ
<br>همچو آهويي به دام يوزپلنگ
<br>
<br>
<br>تو ولي بااين همه درّندگي
<br>غافلي از انتقام زندگي
<br>
<br>
<br>روزگاري نوبت ناموس توست
<br>نوبت بشكستن فانوس توست
<br>
<br>
<br>بر زنت،يا خواهرت،يادخترت
<br>مي رسد دستي كه سوزاند پرت
<br>
<br>
<br>اين جهان دار مكافات است رفيق
<br>چون تو در هر كوچه صد لات است رفيق
<br>
<br>
<br>يك زمان بيني كه آهوي تو هم
<br>با يكي چون تو پلنگ است هم قدم
<br>
<br>
<br>وانگهش بيني دريده از حجاب
<br>وامصيبت گويي از رنج وعذاب
<br>
<br>
<br>وآن زمان سودي ندارد اين فغان
<br>گرچه باشد ناله ات تا آسمان
<br>
<br>
<br>چونكه اين تاوان آن درّندگي است
<br>كاين چنينت باعث شرمندگي است
<br>
<br>
<br>هوشدار وگوشدار از من،پسر!
<br>عفّت ناموس مردم را مَدَر
<br>
<br>
<br>پس به خودآ بگذر از فعل حرام
<br>تا فلك از تو نگيرد انتقام


فاروق پورحبيب

896

«إِنَّ أَشَدَّ النَّاسِ عَذَابًا يَوْمَ الْقِيَامَةِ الْمُصَوِّرُونَ»، «لا تَدْخُلُ الْمَلائِكَةُ بَيْتًا فِيهِ كَلْبٌ وَلا صُورَةُ»



همانا بدترين مردم از نظر عذاب در روز قيامت تصويرگران اند. فرشتگان در خانه اي که سگ و تصوير وجود دارد وارد نمي شوند.

(تصويرگري را برخي اعم از عکاسي، مجسمه سازي، نقاشي و .. دانسته اند ولي عده اي تنها مجسمه سازي را مصداق آن دانسته اند).


محمد (پیامبر اسلام)

896

«وَمَنْ اسْتَمَعَ إِلَى حَدِيثِ قَوْمٍ وَهُمْ لَهُ كَارِهُونَ، أَوْ يَفِرُّونَ مِنْهُ صُبَّ فِي أُذُنِهِ الآنُكُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ».
کسي که به سخنان مردم #گوش فرا مي دهد در حاليکه آن ها ناراضي اند (استراق سمع مي کند) در روز #قيامت در گوشهاي وي #سرب خواهند ريخت.


محمد (پیامبر اسلام)

896

E