خواندنیهای با ارزش

تعداد نتیجه: 22873



روزی انیشتین به چارلی چاپلین گفت :
می دانی آنچه که باعث شهرت تو شده چیست؟
´این است که تو حرفی نمیرنی و همه حرف تو را می فهمند´!

چارلی هم با خنده می گوید :
تو هم می دانی آنچه باعث شهرت تو شده چیست؟
´این است که تو با اینکه حرف میزنی، هیچکس حرفهایت را نمی فهمد´!



آی مردم
به گمانم که غلط آمده ایم
راه را برگردیم
جاده از نور خدا، خاموش است
هیچکس، حوصله عشق ندارد اینجا
به خدا، هیچ رسولی به چنین راه، نخوانده ست کسی!
جاده بی آبادی
و سراسر، همه جا، ویرانی ست
تا افق، بذر عداوت كِشتند
راه پر جذبه، ولی بی مقصد
همه همسفران، دلگیرند
و کسی را، غم این قافله، در خاطر نیست
من به چشمان همه همسفران خیره شدم
برق چشمان همه، خاموش است
چشم و دستان همه، پر خواهش
و لب، از گفتن یک خسته نباشی، محروم!
و دل از عشق، تهی
و سکوت، حرف لبهای همه ست
خنده، این واژه دیرینه، کهن، منسوخ است
چاه ها خشک، پر از یوسف بی پیراهن
همه در جمع، ولی «تنهایند»
آی مردم، به گمانم که غلط آمده ایم
قطره ای عشق به همراه کسی نیست، در این راه دراز
و سرابی در پیش، که..



مشوق خودت باش، دنیا به اندازه کافی از تو انتقاد میکند. خودت به این منتقدین اضافه نشو!



کلاغ وقتی قهر میکنه، هزارتا گردو(جوز) به نفع باغبونه



هفت چوپان و هیچ گله.



مجازات آدم دروغگو این نیست که کسی باورش نمیکند بلکه اینست که خودش نمیتواند حرف کسی را باور کند.



ماوقتی میمیریم که در عمق فاجعه باشیم
فاجعه هولناکی که محتوایی ان دروغ وبنیاد ان فریب باشد!



حکیم با مریدش در راهی روان بود ظهر شد و روی تخته سنگی نشستند تا طعام صرف کنند ناگهان عقربی حکیم را گزید
حکیم سریع تکان خورد و عقرب ناگهان در جوی کنارشان افتاد
حکیم با عجله عقرب را نجاب داد و رها کرد
مردید پرسید یا حکیم او تو را گزید و تو او را رها کردی چرا این چنین کردی؟
حکیم با خونسردی گفت طبیعت من نجات او هست و طبیعت او گزیدن من ذات خود را نمیتوانم بخاطر گزند او تغییر دهم.

انسانها گاها مارا گزند میزنند و ما اگر مثل آهنها رفتار کنیم که خود آنان شدیم



گربه ای از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت،😱
در حال فرار شنید که زن شیخ فغان سر داد


گفت:
حاج آقا گربه مرغ را برد...😐

شیخ با خونسردی گفت:
ملالی نیست زن، قرآن را بیاور.😏

گربه با شنیدن این سخن بلافاصله مرغ را رها کرد و گریخت...😳

از او پرسیدند:
تو را چه پیش آمد که مرغ را رها کردی؟!🤔

گفت:
شما اینان را نمیشناسید
اکنون یک آیه از قرآن پیدا میکند و فردا بالای منبر گوشت گربه را حلال اعلام میکند!



جملات تکان دهنده دکتر علی شریعتی درباره قرآن:

قرآن کتابی است که با نام خدا آغاز می شود و با نام مردم پایان می پذیرد.
کتابی آسمانی است اما ــ بر خلاف آنچه مؤمنین امروزی می پندارند و بی ایمانان امروز قیاس می کنند ــ بیشتر توجهش به طبیعت است و زندگی و آگاهی و عزت و قدرت و پیشرفت و کمال و جهاد!

کتابی است که نام بیش از ۷۰ سوره اش از مسائل انسانی گرفته شده است و بیش از ۳۰ سوره اش از پدیده های مادی و تنها ۲ سوره اش از عبادات! آن هم حج و نماز!
کتابی است که شماره آیات جهادش با آیات عبادتش قابل قیاس نیست …

کتابی است که نخستین پیامش خواندن است و افتخار خدایش به تعلیم انسان با قلم… آن هم در جامعه ای و قبایلی که کتاب و قلم و تعلیم و تربیت مطرح نیست.
این کتاب از آن روزی که به..



در ۲۱ سالگی در تجارت شکست خورد.
در ۲۲ سالگی در انتخابات مجلس شکست خورد.
در ۲۴ سالگی بار دیگر در تجارت شکست خورد.
در ۲۶ سالگی همسر مورد علاقه اش را از دست داد.
در ۲۷ سالگی ناراحتی اعصاب گرفت.
در ۳۴ سالگی در رقابتهای کنگره شکست خورد.
در ۴۵ سالگی برای رسیدن به مقام سناتوری شکست خورد.
در ۴۹سالگی بار دیگر برای رسیدن به مقام سناتوری شکست خورد.
در ۵۲ به عنوان رئس جمهور امریکا برگزیده شد.
نام او《ابراهم لینکولن》است.
اگر تمام این شکست ها را می پذیرفت.
آیا می توانست رئیس جمهور شود؟؟؟
حتما نه.
پس شکست ها را فرصت ها تلقی کنید و هر شکست را یک قدم به جلو تصور کنید.!.....



کسی که بسیار می‌خواند و میداند اما وارد مبارزه برای آزادی نمی شود.
مانند
فروشگاه بزرگی است که بر در ورودی آن نوشته شده
تعطیل است.



هیچ درختی به خاطر پناه دادن به کبوترها بی بار و برگ نشده است؛

تکیه گاه باشیم،
مهربانی سخت نیست.



مردان بزرگ به خود سخت میگیرند
و مردان کوچک به دیگران.



🚫خطرناکترین بیماری تاریخ🚫

😟بیشعورها اعتقاد دارند :
تمام آدم های روی کره زمین وظیفه دارند که خواسته های آنان را برآورده کنند.
در کارهای دیگران دخالت می کنند،
از اینکه دیگران به فکر خودشان باشند ناراحت می شوند.
از مشکلات دیگران خوشحال می شوند. چرا که در این مواقع توجیهی برای اشتباهات خود می یابند.

👈بیشترین حجم نق را در دنیا بی شعورها تولید میکنند:
بی شعورها در موارد زیر غر می زنند:
وقتی که دیگران پولی به دست بیاورند،
وقتی که خودشان پولی به دست بیاورند ؛ درباره این واقعیت که باید برای امرار معاش کار کرد،
درباره طول مدتی که بیکار شده اند ؛ درباره هوا ؛ درباره اقتصاد،
به خاطر کم توجهی بچه هایشان به آنها ؛ به خاطر پرتوقعی والدینشان ؛ برای سیاست های..



داستان زیبا و آموزنده:-

علم
ثروت
عزت

هرسه باهم رفیق بودند، و با یکدیگر بسیار محبت هم داشتند زمانی فرا رسید که این رفیقها باید از همدیگر جدا میشدند هرسه آنها از همدیگر سوال کردند که دوباره در کجا باید دیدار کنیم؟

#علم گفت: من در مکتب، مدرسه و مسجد دریافت خواهم شد.
#ثروت گفت: من در نزد ثروتمندان و قصرها دریافت خواهم شد.
ولی #عزت خاموش ماند و چیزی نگفت:
هردو رفیق علت خاموشی را پرسیدند، سپس عزت یک آه سردی کشید و گفت؛
اگر من یکبار رفتم دوباره بر نمیگردم....
مراقب باشیم که از همه چیز کرده عزت و شرف بر ما و شما اهميت ولأي دارد.



سطح برنامه نویس از نحوه و سوالاتیکه میپرسد بصورت خیلی واضح فهمیده میشود.

و اولین قدم حرفه ای شدن است: یادگیری نحوه ارائه پرش ها و پرشها لازمه هست برای ارائه پروژه و حتی رفع مشکل.



خر بر سر بام

روزی اکرم خر خویش را بر سر بام خانه بالا کرد. هنگامی که میخواست خر را دوباره پائین کند، خر از بام پائین نشد. اکرم کوشش زیاد کرد که خر را پائین کند اما موفق نشد. بالاخره اکرم به این نتیجه رسید که خر را به حال خودش رها کند، شاید روزی خودش پائین شود.
بعد از دو سه روز اکرم متوجه شد که خر با لگد به بام خانه می کوبد. اکرم فکر کرد که این بام توان برداشت لگد های خر را نداشته ممکن خراب شود و یک بار دیگر برای پائین کردن خر از بام دست به کار شد، اما هنوز هم برای پائین کردن خر از بام موفق نشد. اکرم در تلاش پائین کردن خر از بام بود که ناگهان خر لگدی به او زد و اکرم را از بام پائین انداخت و خودش دوباره مصروف کوبیدن لگد به بام خانه شد. بام خانه که توان تحمل لگد های خر را..



برخي اوقات تصور مي‌كنيم كه تنفر و كينه از ديگران، به ما فرصتي و سِپری مي‌‌دهد كه از خود محافظت كنيم.
🔺 درحالی‌که در واقع زهر و سمي است كه از وجود آن آدم به درون خودمان مي‌ريزيم.
🔺در نتیجه، به علت این زهر و سم و کینه و نفرت مدام خشم و استرس داریم.



حضرت محمد (ص) می فرماید: که عزت و شرف یک مؤمن پیش خدا بسیار قدر دارد.



حضرت محمد (ص) می فرماید: که عزت و شرف یک مؤمن پیش خدا بسیار قدر دارد.




به شخصیت خود...
بیشتر از آبرویتان اهمیت دهید...
زیرا شخصیت شما جوهر وجود شما...
و آبرویتان..
تصورات دیگران نسبت به شما است...



ﯾﺎﺭﻭ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺎﺩ ﺧﻮﻧﻪ ﺯﻧﺶ ﺑﻬﺶ ﻣﯿﮕﻪ :
ﮐﺠﺎ ﺑﻮﺩﯼ ﺳﻮﭘﺮﻣَﻦ!
ﻣﯿﮕﻪ : ﺧﻮﻧﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻡ .

ﺯﻧﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﭼﮑﺎﺭ ﻣﯿﮑﺮﺩﯼ ﺳﻮﭘﺮﻣَﻦ؟!
ﻣﯿﮕﻪ : ﮐﺎﺭﺧﺎﺻﯽ ﻧﻤﯿﮑﺮﺩﯾﻢ . ﯾﻪ ﺩﻭﺭ ﻫﻤﯽ ﻣﺮﺩﻭﻧﻪ ﺳﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ .
ﺧﺎﻧﻤﺶ ﻣﯿﮕﻪ : ﺩﯾﮕﻪ ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺳﻮﭘﺮﻣَﻦ!؟

ﯾﺎﺭﻭ ﻣﯿﮕﻪ : ﺑﺎﺑﺎ ﭼﻪ ﺧﺒﺮﻩ ﺳﻮﭘﺮ ﻣﻦ ﺳﻮﭘﺮ ﻣﻦ ! ﻣﻨﻈﻮﺭﺕ ﭼﯿﻪ ؟
ﺧﺎﻧﻤﺶ ﻣﯿﮕﻪ :
ﺁﺧﻪ ﻫﯿﭻ ﮐﺲ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎ ﺷﻮﺭﺗﺸﻮ ﺭﻭﯼ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻧﻤﯿﭙﻮﺷﻪ ﻏﯿﺮ ﺳﻮﭘﺮﻣَﻦ😂👍

خدا رحمتش کنه



شب ها زیر بالش خود سیر قرار دهید

ترکیبات سولفور و روی موجود در سیر موجب آرام شدن اعصاب شما و کمک به خواب رفتن می شوند .



در باب احتمالي بودن و مستقل بودن!

حاکمی کشوری را اشغال نمود، بعد از تاج پوشی بلافاصله به وزیر اعظم دستور داد قوانینی را تدوین نمایید تا با استفاده از آن بتوانیم دهن این ملت را سرویس کنیم.

فردای آن روز وزیر نزد شاه آمد و قوانین را یکی یکی خواند…
1. مالیات 3 برابر فعلی
2. حقوق ربع عرف بقیه بلاد
3. شاه، اختیار جان، مال و ناموس رعیت را دارد
4. گوزیدن ممنوع!

شاه گفت: بند چهارم چه معنی دارد؟
وزیر اعظم گفت: بند چهارم سوپاپ اطمینانی است، حضرت عالی بعدا متوجه معنی آن خواهید شد
جارچیان قوانین را اعلام کردند،

رعیت‌ بعد شنیدن قوانین جدید با خود میگفتند: این که جان و مال ما در اختیار شاه باشد توجیه پذیر است چون امروز صاحب قدرت است، ولی یعنی چه اینکه حتی نتوانیم..



کشت بادام زمینی
امروز خواستم درمورد معرفی وچگونگی کشت یک نبات بسیار مفید وبارزش اقتصادی با شما صحبت نمایم که اگر در مورد کشت این نبات توجه جدی صورت گیرد میتواند در قطار نباتات بدیل مواد مخدر بعداز زعفران به شمار آید که خوشبختانه این نبات در آب وهوا واقلیم ولایت هرات به خصوص ولسوالی های شیندند وزنده جان فوق العاده مناسب است.



شاید بتوانیم بگوییم که غالبا مردم وقتی متنی را میخوانند یا تصویری را میبینند یا حرفی را میشنوند، تنها ۲۵‎٪ آن را دریافت می‌کنند و ۷۵‎٪ باقی مانده صرف برداشتها و فیلترهای ذهنی خود و ندیدن و نشنیدن میشود.



برای کاهش وزن در بشقاب قرمز غذا بخورید

👈🏻رنگ قرمز ظرف غذا، باعث تحریک سیگنالهای ترس انسان و کاهش غذای مصرفی میشود

👈🏻بشقاب سفید،با انتقال حس لذیذ بودن موجب پرخوری میشود



شما خدا هستید؟؟؟؟
پیرمردی هر روز در قریه شان پسرکی را با پای برهنه می دید که با توپ پلاستیکی فوتبال بازی میکرد؛
روزی رفت و یک جوره کرمچ فوتبال خریده و آمد به پسرک خورد سال گفت بیا پسرم این ها را بپوش.

پسرک کرمچ ها را پوشید و خوشحال رو به پیرمرد کرد و گفت: شما خدا هستید ؟
پیرمرد لبش را دندان گرفت و گفت نه پسرجان.
پسرک گفت: پس دوست خدا هستید ،
چون من دیشب فقط به خدا گفتم بوت ندارم...



وقتی با افراد منفی روز خود را سپری میکنید انتظار نداشته باشید زندگی مثبتی داشته باشید.