آرتور شوپنهاور photo

آرتور شوپنهاور

تعداد نتیجه: 54



آنچه مردم را سنگدل می سازد این است كه در هر انسان تنها آن میزان توان هست كه بتواند دردها و رنجهای خود را تحمل كند.



برای كسی كه از رنج روحی شدید در عذاب است، درد جسمانی تمامی مفهوم خود را از دست می دهد.



پس از مدتی طولانی امكان دارد كه بر مرگ رقبا و دشمنانمان هم تقریباً به قدر مرگ دوستان و عزیزانمان غصه بخوریم؛ البته زمانی كه ایشان را به عنوان شاهدان پیروزیهای درخشانمان از دست داده باشیم.



خیلی كم اتفاق می افتد كه نسبت به آنچه داریم احساس رضایت و خشنودی كنیم و در عوض، همیشه برای آنچه كه نداریم تاسف می خوریم و غصه دار هستیم.



در حقیقت، محنت و رنج، اولین شرط و اساس هستی است.



راز اضطراب و اندوه مدام در به زبان آوردن همه چیز است.



ما به طور یقین برای پرداخت باج تولد و مرگ زندگی می كنیم و از همه ی لذتها و رنجهای زندگی بهره مند می شویم و هیچ یك نیز نمی توانند ما را رهایی بخشند.



وحشت مرگ كه ما را با وجود اینهمه درد، سخت به زندگی چسبانده، براستی موهوم و غیر واقعی است.



همه آرزوها از نیاز سرچشمه می گیرد، یعنی از كمبودها و رنجها.



هیچ كس نمی داند چه توانایی هایی برای تقلا و تحمل رنج در خود دارد، تا زمانی كه اتفاقی می افتد و این نیروها را به جنبش در می آورد.



[ در نویسندگی ]، انتخاب لغات همواره موجد كوتاه كردن و تراكم معنا است و به اندیشه رخصت می دهد تا بیان موافق و مفهوم خود را بیابد و به سلامت به مقصد برسد.



اكثر ازدواجها نه محصول انتخاب و خواست حقیقی، كه ثمره ی اندیشه های سطحی و شرایط اتفاقی اند.



آن حس زیبادوستی كه مرد را در انتخاب همسر راهنمایی می كند، زمانی كه به همجنس گرایی تنزل می یابد گمراه می گردد.



برای اینكه مردی عاشق شود به گذر زمان برای تامل و انتخاب نیازی نیست، بلكه همدلی و جاذبه ای شخصی كه در نخستین نگاه، وجود هر دو طرف را سرشار می سازد كفایت می كند، یا همان كه معمولاً كشش خون می نامندش و آن نیروی ویژه ای كه ستارگان را می راند.



زندگی تكنولوژیك دوران ما، با كمال بی سابقه اش و افزایش و ازدیاد اسباب تجمل، این فرصت را به ما داده تا میان فراغت و فرهنگ متعالی تر و زحمت و فعالیت و رفاه بیشتر دست به انتخاب بزنیم و البته عوام به فراخور شخصیت خودشان دومی را انتخاب می كنند.



نقل قول نادرست اغلب معلول یك نیت ناپاك است و در نهایت، بی شرمی نفرت انگیز و فرومایگی فطرت و بدذاتی و چنین شخصی همانند كسی كه دست به جعل سند می زند دیگر در اختیار خودش نیست و تا ابد اخلاق صدق و راستی را از كف می دهد.



آنجا كه مرد به صحت و اهمیت افكارش ایمان دارد، آن ندا و شوق لازم برای پشتكار و تلاش بی وقفه جهت كشف روشن ترین، سودمندترین و پرقدرت ترین بیان آن افكار در او طنین افكن می شود.



یك اثر بزرگ و فوق العاده و اصیل فقط آنگاه خلق می شود كه مؤلفش افكار، روش و عقاید معاصرانش را نادیده بگیرد.



افراد پست و فرومایه از خطاهای اشخاص بزرگ لذت فراوان می برند.



خطایی عظیم تر از این ممكن نیست كه تصور رود آنچه اخیراً نوشته شده همواره كاملتر است؛ كه آنچه جدیداً نوشته شده پیشرفتی است بر آنچه پیش تر نوشته شده؛ كه هر تغییری به معنای پیشرفت است.



ممكن است انسان در مورد مسایل دیگران درست قضاوت كند، ولی در مسایل مربوط به خودش به خطا رود. زیرا هنگام قضاوت در امور خودمان، «اراده» به فعالیت پرداخته و «عقل» را از كار می اندازد. از این رو شخص باید با دوست خود مشورت كند.



ارزش آثار نابغه چنان است كه در میان همه ی مردان تنها او می تواند چنین تحفه ای به جهان پیشكش كند.



استعداد بشر همواره با محدودیت روبه رو است و هیچ كس بدون داشتن برخی ضعفها نمی تواند نابغه گردد؛ این ضعفها حتی می تواند محدودیت های ذهنی باشد.



اگر اثری بی همتا از یك نابغه به ذهنی معمولی پیشكش شود، آن ذهن ساده از آن اثر همان اندازه بهره مند می شود كه یك نفر مبتلای به نقرس از دعوت شدن به مجلس رقص. یكی فقط به جهت تشریفات به مجلس می رود و آن دیگری تنها به جهت عقب نماندن از قافله كتاب را می خواند.



اندیشمندان و نوابغ كسانی هستند كه مستقیماً به سراغ كتاب طبیعت رفته اند.



آنها كه از میان اكثریت بیرون می آیند، آنها كه نابغه نام می گیرند، تنها آنان والایان حقیقی نوع بشرند.



تجربه نشان داده است افرادی كه دارای نبوغ هنری فوق العاده بوده اند، در ریاضیات استعداد نداشته اند. هیچ كس نمی تواند در هر دو رشته ممتاز گردد.



جماعت درس خوانده ی باسواد آنقدر افراط می كنند و گندش را بالا می آورند كه افتخار و شرف نابغه را لكه دار می كنند؛ دقیقاً به همان صورت كه ایمان به مقدسات به جهل و خرافه پرستی ابلهانه بدل می گردد.



حضور مطلق هوش است كه هماره و همه جا آثار نوابغ را برجسته می سازد.



دانشمند آن است كه چیزها آموخته؛ نابغه كسی است كه از وی چیزی می آموزیم كه خود هرگز از كسی نیاموخته است.