نیچه photo

نیچه

تعداد نتیجه: 172



ای فایده باوران، حتی شما نیز هر فایده ای را به مثابه ارابه خواست خویش دوست می دارید. آیا شما نیز از سر و صدای چرخهای آن ناراحت نیستید؟



آدمی می خواهد [ بر آسیب رسان ] رنج و اندوه ببارد. به عكس، اندك نشانی از ایمن كردن خویش از زیان های بعدی، در منظر انتقامجو دیده نمی شود.



آه، بر چه ملال ها باید چیره شد و چه مایه عرق باید ریخت تا آدمی بتواند رنگهای خودش، قلم موی خودش و بوم خودش را پیدا كند!



با رنج عمیق درون، آدمی از دیگران جدا می شود و سرافراز می گردد.



بشر در این دنیا بیشتر از همه موجودات، گرفتاری و عذاب كشیده است. بهترین دلیلش هم این است كه در بین تمام آنها تنها او می تواند بخندد.



به نظر من اولین موسیقیدان كسی است كه فقط اندوه عمیق ترین خوشبختی را درك كند، نه اندوهی دیگر را. تاكنون چنین موسیقیدانی پیدا نشده است.



بیش از همه، ظریفترین و كاری ترین حیوانات آماده ی رنج و سختی هستند.



پیمان ها و قراردادها [ی هنری] همانا ابزارهای هنری غالب برای دریافت شنوندگان هستند، زبانی مشترك و فراگرفته با مشقت بسیار، كه با یاری آن هنرمند می تواند به راستی خود را به كسی كه با او سخن می گوید بشناساند.



تحمل دردی مضاعف آسانتر از دردی واحد است.



ترحم، خوشایندترین احساس برای كسانی است كه غرور زیادی ندارند و امكان دستیابی به موفقیت های بزرگی هم برایشان فراهم نیست: طعمه آسان- هر موجودی كه رنج می برد یك طعمه آسان است - چیزی است كه آنان را شیفته می سازد.



جهان در نظر آن كس كه به مقام رفیع انسانی نایل گردد، غنی تر می شود؛ وسوسه و جذبه های حرص و ولع افزایش یافته و برای انسان دام می گسترند. همچنین، انواع گوناگون تحریكها، لذتها و دردها بیشتر می شوند.



چرخ و ترمز، وظایف گوناگونی دارند، اما یك وظیفه ی یكسان نیز دارند: به درد آوردن یكدیگر.



چه چیز موجب قهرمانی است؟ همزمان به استقبال بزرگترین رنج و بزرگترین امید خود رفتن.



حكمت درد كمتر از حكمت لذت نیست. درد نیز مانند لذت، یكی از نیروهای بنیادین بقای نوع است؛ زیرا اگر جز این بود، نیروی درد مدتها پیش از بین رفته بود.



درد و رنج همیشه علت خود را جستجو می كند، در حالی كه لذت به خود توجه دارد و به پشت سر خود نگاه نمی كند.



دردی شدیدتر از آن نیست كه زمانی شاهد و آگاه باشیم و حس كنیم انسانی فوق العاده از راه خویش منحرف و به تباهی كشیده می شود.



رنجور را چشم بر گرفتن از رنج خویش و به فراموشی سپردن خویش لذتی مستانه است.



شاد ماندن به هنگامی كه انسان در گیرودار كارهای ملال آور و پر مسئولیت است، هنر كوچكی نیست.



شاید من بهتر می دانم كه چرا بشر تنها حیوانی است كه می خندد؛ تنها انسان است كه به شدت رنج می برد و ناگزیر است خنده را بیافریند.



غم خودش ما را پیدا می کند، باید دنبال شادیها گشت.



فرد خلوت نشین می گوید كه حقیقت در كتابها نیست و فیلسوف آن را پنهان می كند. فرد والا از فهمیده شدن توسط دیگران در هراس است نه از بد فهمیده شدن؛ چون می داند كسانی كه او را بفهمند به سرنوشت او یعنی رنج كشیدن در دنیا دچار خواهند شد.



فرد خودپسند از هر نظر نیكی كه درباره خود می شنود، خوشحال می شود (بدون توجه به سودمندی و یا اصولا درستی یا نادرستی آن) و از هر نظر بدی ناراحت می شود؛ زیرا خود را تسلیم هر دو می كند.



كتابی كه نتواند ما را به فراسوی كتابها ببرد به چه درد می خورد؟



كسانی كه در خود احساس حقارت می كنند به دیگران رحم می كنند، اما به دلیل غرورشان دم نمی زنند! یعنی درد می كشند و می خواهند با دیگران همدردی كنند. كسانی كه با دیگران همدردی می كنند به دلیل دردمند بودن خودشان است.



كمی تندرستی، هرازگاه نیك ترین دوای درد بیماران است.



گر چه بر روی زمین انبوه مردابها و رنجها هست، آن كه سبُك پاست بر سر گِل و لای چنان می دود و می رقصد كه بر سر یخ هموار.



لذت بیرحمی در دیدن رنج دیگران است، اما فردی كه بیرحم است این بیرحمی گریبانگیر خودش هم می شود و به ایشان نیز آزار خواهد رسید.



لذت و بی گناهی شرمگین ترین چیزهایند و نمی خواهند كسی خواهانشان باشد. آنان را باید داشت، اما گناه و درد را همان به كه بخواهند.



ما با عذاب وجدان خود بهتر كنار می آییم تا با سابقه و شهرت بد خود.



ما هنگامی كه عاشق می شویم دوست داریم ضعف هایمان پنهان بمانند، البته نه به دلیل تكبر، بلكه به دلیل اینكه معشوق رنج نبرد.